خبــــر خبــــر
رامیلا جونم مبارکت باشه چقدر خوشگل شدی عزیز دلم .

فدات بشم دورت بگردم که اینهمه تغییر کردی و ناز شدی .
راستی دوستان گلم براتون نگفتم روز پنجشنبه بعد از اینکه از دانشگاه برگشتم نوبت گرفتم برای آرایشگاه و رامیلا جونم رو بردم آرایشگاه و موهاشو کوتاه کردم البته بهتر بگم خانم آرایشگر کوتاه کرد. الهی قربونش برم که اینقدر تغییر کرد و خوشگل شد اینقدر دختر گلی بود تو آرایشگاه رزمانا قشنگ نشست رو صندلی تا نوبتش بشه و بعد که کم کم نزدیک به نوبتش شد چون حدود نیم ساعتی نشسته بودیم که جوجو کوچولوم خسته شد تصمیم به کمی تاب خوردن تو سالن آرایشگاه گرفت به خاطر این کمی تو سالن تاب خورد و شیرین زبونی کرد و با خانم آرایشگر هم دوست شد و بعد که تو سالن تاب می خورد اتاق کودکی تو سالن بود رو دید و رفتو با اسباب بازیهاش شروع به بازی کردن کرد اینجوری یکمی سرش گرم شد تا خاله اومد و موهاشو کوتاه کرد بعد از اون تقریباً میشه گفت 1 ساعتی اونجا بودیم از اونجایی که دختر خوبی بود خاله برای جایزه به اون یک پازل و یک عروسک خوشگل هم داد .
قربوش برم من که اینقدر خوشگل و بامزه شد بعد از اینکه موهاش کوتاه شد از خانم آرایشگر هم تشکر کرد و خداحافظی کرد برگشتیم به سمت خونه, چون شب قرار بود مهمان به خونم بیاد .![]()


این عکسو خونه آنا اینا گرفتم .









خبــــر خبــــر 
